تبليغاتX
BIABORO

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


panjpir

پنج پیر

panjpir

http://panjpir.blogfa.com

BIABORO

BIABORO

BIABORO

دل نوشته های پنج رفیق دانشجو دل نوشته های پنج رفیق دانشجو

BIABORO

BIABORO
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ فال حافظ جوک SMS گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
 
دل نوشته های پنج رفیق دانشجو
موضوعات
 

 

 
 
تبلیغات
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  مقدمه احمد شاملو بر دیوان حافظ
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه 4 آبان1388
مقدمهٔ شاملو، در نخستین چاپ کتاب در ۱۳۵۴، دو واکنش مخالف قوی را موجب شد. واکنش نخست از سوی کسانی که حافظ را عارفی حافظ قرآن می‌دانستند و در مقدمه‌ٔ شاملو حافظ کفرگویی مخالف معاد و باورهای دینی، حداقل در نیمهٔ دوم زندگی شاعرانه‌اش، دانسته شده‌است صورت گرفت و واکنش مخالف دیگر از سوی کسانی صورت گرفت که نسبت به روش شاملو در تصحیح دیوان حافظ اعتراض داشتند و این روش را ذوقی و غیر علمی می‌دانستند. شاملو در مقدمهٔ منتشر شده در چاپ نخست روش متقدمین را غیرعلمی و نادرست برمی‌شمارد و وعده می‌دهد در کتاب دیگری به نام حواشی و یاداشت‌ها توضیحات کاملی در مورد نسخه‌های مورد استفاده و اسناد تاریخی و استدلال‌های‌اش به همهٔ این مسایل پاسخ دهد اما در آخرین ویرایش مقدمه که هرگز به‌طور رسمی اجازهٔ انتشار پیدا نکرده‌است می‌نویسد:«در پایان مقدمهٔ چاپِ اولِ غزل‌ها وعده‌ کردیم که مجلدِ اول این کتاب- شاملِ یادداشت‌های مربوط به نخستین سی غزلِ متن – به زودی درآید که نیامد. وعده را مکرر نمی‌کنیم. باقی‌ماندهٔ عمرِ ما انتظارِ فضایی را که در آن گرزهٔ گاوسر پاسخ منطق نباشد خوش‌بینی نمی‌کند.»

قابل ذکر است که این نظر هم با نظریات دینداران، و هم کسانی که از زاویهٔ غیر دینی به غزلیات حافظ نگریسته‌اند، تناقض دارد. به طور مثال، حتی داریوش آشوری نیز در کتاب «عرفان و رندی در شعر حافظ»، حافظ را یک عارف می‌داند.

تصحیح شاملو از دیوان حافظ مورد نقد بسیاری از حافظ پژوهان، از جمله بهاءالدین خرمشاهی قرار گرفته‌است.

مقدمهٔ احمد شاملو بر حافظ شیراز پس از انقلاب در ایران اجازه چاپ نیافت و کتاب بدون مقدمه منتشر گردید. مرتضی مطهری در رد نظریات شاملو، کتابی با عنوان تماشاگه راز نوشت و کار شاملو در تغییر ابیات عزل‌هارا تحریف دیوان حافظ خواند و، بدون اینکه نامی از احمد شاملو ببرد، مردود شمرد.

منبع: ویکیپدیا فارسی

دانلود مقدمه شاملو:

http://www.shabah.info/documents/HaafezIntro.pdf

نوشته شده توسط پنج پیر ,

  يكي از مشكلات روشنفكران
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه 27 مهر1388

فردی که نمی‌خواست هویت‌اش فاش شود می‌گفت یکی از مشکلات جامعه روشنفکری این است؛ قسمتی از روشنفکران از قشرهای مرفه جامعه تشکیل می‌شوند که حاضر به برقراری ارتباط با اکثریت پایین و متوسط دور مانده از فهم و شعور جامعه نمی‌باشند. در حالی که بخش دیگری از روشنفکران که اکثریت آنها نیز هستند، از قشر متوسط رو به بالا و گاهاً رو به پایین و بسیار به ندرت از قشرهای پایین هستند. ایشان پس از تجربه حضور در جوامع روشنفکری و با گذشت زمان به تدریج جایگاه خود را فراتر از هم دسته‌ای‌های خود می‌دانند و در میان آنها جایی در خور کلام و نظر برای خود نمی‌یاند. از این رو از این دسته جدا شده و به قشر بالا می‌پیوندند. به این ترتیب قشر غیرروشنفکر یکی از اعضای خود را به قشر روشنفکر اهدا می‌کند. به این ترتیب دیگر امیدی برای ارتقاء سطح آگاهی این گروه بسیار بزرگ غیرروشنفکر (بیش از 95 درصد مردم جهان) باقی نمی‌ماند. برای روشن نمودن قشر ناآگاه جامعه نیازی به تلاش شبانه‌روزی روشنفکران نیست، چون اصلاً نیازی به روشنفکر کردن آنها نیست. اما اگر هر روشنفکر ارتباط خود را با قشری که از آن برخواسته قطع نکند، امید به پر فروغ شدن چراغ توسعه‌ی فرهنگِ آگاهی بیشتر می‌شود. هر چند حرف‌های ماهی قرمز در جمع ماهی‌های سیاه زمانی گوش شنوا پیدا می‌کند که ماهی قرمز همرنگ ماهی‌های سیاه شود. حال آنکه ماهی قرمز بودن و خود را سیاه نشان دادن در جمع ماهی‌های سیاه نیازمند انسان بودن و قدرت تحمل بالاست. باشد که دوستان مدعی روشنفکری جایگاه گذشته‌ی خود را فراموش نکرده و نسبت به خانواده، دوستان، آشنایان و ارتباطات اولیه خود احساس ارتباط داشته باشند.

نوشته شده توسط پنج پیر ,

  يك عبارت بي كنايه
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه 27 مهر1388


"دچار خرافه نشوید اما از تجربه‌های گذشتگان استفاده کنید."


نوشته شده توسط پنج پیر ,

  دو سوال چهار گزينه اي
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه 27 مهر1388

سوال يك: جای خالی عبارت زیر با کدام یک از گزینه‌ها کامل می‌شود.

انسان وجودش را در فراز و نشیب‌های زندگی ..... .

الف) حس می‌کند

ب) درک می‌کند

ج) درمی‌یابد

د) به درک واصل می‌‌کند


سوال دو: کدام یک از افراد زیر گذر عمر را بیشتر حس می‌کند؟

الف) مرد بازنشسته‌ای که بزرگترین آرزوی عمرش فرارسیدن ایام فراغت بوده و اکنون اوقات خود را در پارک سپری می‌کند.

ب) جوان بی‌پولی که صفحه نیازمندی‌های روزنامه را توی پارک ورق می‌زند و شدیداً دنبال کار می‌گردد.

ج) پسری که برای فوتبال بازی کردن به پارک رفته است اما کنار زمین نشسته زیرا بازی بصورت برنده بجاست و تعداد تیم‌ها هم زیاد است. علاوه براین هروقت که وارد زمین می‌شود تیم‌اش بیش از یک بازی دوام نمی‌آورد.

د) پارک جی سونگ.


در ضمن ذکر این نکته مجبوری است، چرا که بدانید در هنگام طراحی این سوال نه در پارک بودم، نه به فکر رفتن به پارک و اصلاً خیالتان را راحت کنم حتی حال و هوای پارک هم در ذهن ام نبود.

نوشته شده توسط پنج پیر ,

  داستان يك زندگي طولاني
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه 20 مهر1388

در آغاز قرن بیست و یکم پدرم آنقدر مادرم را دوست داشت که هر روز، به جز روز بعد از شب جمعه، صبح زود به خاطر او به دنبال شکار یک عدد شیر ساعت‌ها به نبرد می‌رفت. آنها در چند چیز بسیار محدود اشتراک داشتند و در اکثر اصول بنیادی که جنگ‌ها نشات گرفته از آنها است در تقابل فکری بودند از جمله مفاهیمی مانند دین، خدا، آغاز و پایان کار بشر و از این جور حرف‌ها. حتی برای انسان ایده‌آل شخصیت‌های متفاوتی در نظر داشتند. البته نبردی در کار نبود. فقط فکرها در راستاهای گوناگونی بودند.

تنها دو اشتراکِ آنها در زندگیِ طولانی و مشترکِ‌‌شان این چنین بود:

اول، علاقه به استفاده از رنگ قهوه‌ای در زندگی که نمونه‌اش رنگ دیوارهای خانه است. البته می‌دانم که هیچ یک این رنگ را دوست ندارند.اما به طرز خارق‌العاده‌ای همه چیز زندگی آنها با این رنگ در هم آمیخته شده بود.

دوم اینکه با همدیگر بجای کافی‌شاپ، سینما و از این جور مکان‌های جذاب به دیدار مردگان می رفتند. یکی از معدود و یا بهتر بگویم تنها جایی بود که با دل‌هایی یکپارچه می‌رفتند.

تا اکنون هر چه فکر کردم دلیلی برای این دو نیافتم و واقعاً نمی‌دانم آیا باید آنها را در زمره اشتراکات آنها قرار دهم یا نه! به هر حال زندگی مي كنند.
نوشته شده توسط پنج پیر ,

 
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه 20 مهر1388

چقدر خوب می‌شود اگر خدا باشد.

چقدر خوب بود اگر خدا بود.

نوشته شده توسط پنج پیر ,

  آخرین توصیه بدست آمده:
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه 20 مهر1388


"به همه چیز اعتقاد داشته باش و هیچ چیز را پرستش نکن"

نوشته شده توسط پنج پیر ,

  شبی که باید بمیریم
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه 20 مهر1388

شبی که باید بمیریم

برای همیشه فراموش خواهیم کرد

دروغ گفتن و خیانت کردن را

حریص بودن و تنگ نظری را

و اینکه چگونه بیم دارایی خود را داشته باشیم.

نان را تقسیم خواهیم کرد،

خون را تقسیم خواهیم کرد،

آنگاه در واپسین لحظه، زندگی را درک خواهیم کرد.

 

از داستان "شبی که باید بمیریم"، کتاب "جشن عروسی در کوهستان"، صفحه 133،

 ترجمه سیف الله گلکار (ادبیات داغستان)

نوشته شده توسط پنج پیر ,

  گفتم، گفتی، دوباره هم گفتم، گفتیم، گفتید، باز هم گفتم
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه 12 مهر1388

عنوان این پست را با توجه به علاقه ای که در گذشته و احتمالا آینده به سوم شخص غایب داشتم این چنین انتخاب کردم. در این مدت "گزین گویه های" بسیاری "گفتم" ولی باور کنید باز هم می گویم .


- در جایی حضور داشت که تعداد برگ‌های سبز درختان بیشمار می‌نمود اما باز هم به دنبال برگ سبزی می‌گشت؟ به راستی این تابستان را کجا به سر برده بود؟ الان پاییز است. حالا می‌فهمم چرا این برگ این قدر سبز بود. همه برگ‌ها رنگ عوض کرده‌اند اما برگ سبز من هنوز سبز است. این چه برگ سبزی است که با یاد همواره زرداش رنگ سبزاش را همیشه حفظ می‌کند.

- ما آدم‌هایی هستیم که برای نشان دادن عدد شش، سه عدد پسته می‌خوریم.

- حزن‌گاه دنیا که "گاه" آن، نشان‌دهنده توامان زمان و مکان است، بار دیگر چهره‌اش را با ناله‌های نشات گرفته از فشار کار و اندوه‌های بازمانده از بی‌کاری نمایان ساخت.

- انگشتی از سر حیرت فرو بردم، وقتی دیدم کودکی نقاشی مه را کشیده است بسیار واضح‌تر از آن‌همه اندیشه و کلماتی که برای توصیف مه بکار برده بودم.

- تحمل تلاش نکردن برای کامل شدن را ندارم.

- تلویزیون را روشن کردم. تام و جری هنوز به یکدیگر نرسیدند.

- در اوایل قرن بیست و یکم پدرم آنقدر مادرم را دوست داشت که هر روز، به جز روز بعد از شب جمعه، صبح زود به خاطر او به دنبال شکار یک عدد شیر می‌رفت.

نوشته شده توسط پنج پیر ,

  تحمل و صبر یعنی
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه 12 مهر1388
وقتی در جمعی هستم که بر خلاف عقیده من صحبت می‌کنند، آنقدر خشم از درونم جوشش می‌کند که معده‌ام شروع به هضم قلب و مغزم می‌کند. گاهی با چنان پرخاش و تندی بر جمع حمله‌ور می‌شوم که امیدی به زنده ماندن آنها در چنگالِ جان‌خوارِ ناسزاهایم نیست. حتی گاهی تصمیم می‌گیرم دیگر در میان این جماعت حضور به هم نرسانم. این حرف‌ها را نگفتم که سطح آگاهی، دانش خیره کننده و برتری‌ام را بر دیگران به عرض‌تان برسانم. این کلمات را وقتی نوشتم که مادرم را در چادر رنگه‌ی سیاه و سفیدش نگاه می‌کردم. می‌دیدمش که به جمع ما نگاه می‌کند با لب‌های به هم دوخته که از فرط بی‌صحبتی خشک شده بودند و بدون کوچکترین حرکتی در عضلات صورت و حتی سیاهی چشمانش که در فضای مقابلش غرق شده بود. از فکر او حرف‌های روشنگرانه و بشرساز ما چه کفرهای متنوعی بود که بر باورهای او، دنیا و آفریدگارش بی‌پروا روا می‌داشتیم. هر چه بیشتر به او و فضای جلوی چشمانش نگاه می‌کردم، خودم را کمتر می‌دیدم. حتی کوچکترین نشانه‌ای از بی‌صبری و خشم در اعماقِ نگاه‌اش دیده نمی‌شد. سکوت. یک سکوت طولانی برای من در هیاهوی گفتمان‌های ارزشمند انسان‌های برجسته‌ی حاضر. مرتفع‌ترین سکوت. شاید او بر حق باشد. شاید او حق باشد.
نوشته شده توسط پنج پیر ,

  و او از دیگران که خوانده بودند شنید و چقدر خوب گفته بودند:
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه 5 مهر1388


- آدمی تواناست در انجام آنچه ناتوان است به خیال در آورد.

- هوس، میل به مالکیت رو بیدار می کنه و اون هم نیت به کشتن رو.

- به قول پری خانوم:"الهی زود پیر بشی."

- پری خانوم در جای دیگر افزود:"خداوند شما را کم کم از بزرگی کم نکند."


نوشته شده توسط پنج پیر ,

  جمله‌هایي از یک جهان چهارمی که آرزوی حضور در جهان صفرم را در سر می‌پروراند
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه 5 مهر1388

- "تحمل مثل بقیه بودن سخته، تو که این قدر تلاش میکردی حالا مثل بقیه هستی. نه. بلکه بسیار بدتر. اگه از الان هم مثل بقیه نباشی ضرر کردی. یعنی تا حالا خیلی از کارهات بیهوده بوده."

- یک جنس خریدم، چینیِ اصل.

- نیمه‌ی پر لیوان را زودتر بخور تا خیالت راحت بشه.

- بالاخره فهمیدم ریشه ظلم از کجاست. همه چی تقصیر ماهی‌هاست. هر جانور یا انسانی هر بلایی که دلش می‌خواهد سر آنها می‌آورد. از سنگ صدا در آمد ولی از ماهی نه.

 - هنگام دیدن فیلم دلفین‌های آمازون در زمان جفتگیری و تلاش همیشگی نوعِ نادانِ نر برای نشان دادن مهارت و چالاکی‌اش به یاد اردوهای دوره دانشجویی افتادم. یادش بخیر فلانی چه حرکاتی می‌کرد.

- در دنیا همیشه باید دستت به چیزی بند باشه. حتی توی اتوبوس که ایستادی، میله اتوبوس رو بگیر.

- حس ادم از مجموعه ای از دلایل نشات گرفته است که در گذشته بصورت منطقی در ذهن شکل گرفته بوده اند. یک شرط هم داره اون هم اینه که طرف خل نباشه.


نوشته شده توسط پنج پیر ,

  چند جمله در کردنی ...
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه 25 شهریور1388

پس از فرمایشات جناب کافکا تقدیر بر آن شد تا چند جمله در شده از "پیر اول" بر صفحه ننگین روزگار حک گردد:

"حقیقت تلخ است اما می توان خوشی را تبدیل به واقعیت کرد."

"همیشه حق با کسی است که دارد حرف می زند."

"همه بد هستند ولی لازم نیست کسی خودش را اثبات کند."

"خداوند شما را کم کم از بزرگی کم نکند."


نوشته شده توسط پنج پیر ,

درباره وبلاگ
 
دل نوشته های پنج رفیق دانشجو
 

تبلیغات

 
لیست دوستان

آشنایی با سنگ های آنتیک
تاريخ و فلسفه علم
تيم فوتسال و باشگاه فرهنگي ورزشي علم و ادب
نشريه طنز ستون آزاد
بوالفضول الشعرا
خالو راشد
باشگاه فرهنگي ورزشي ابومسلم مشهد
روستای حصار از توابع تربت حیدریه
یه وبلاگ جوون پر از جک های با حال
jinxx
فرهنگ فارسی به فارسی
دائرة المعارف مدیریت
تست هوش
کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت
نظرات نیچه در مورد زنان
آی آی کتاب ....
نشر حقایق و محو خرافات از دین
جوشش
كتابهايي كه بايد پيش از مرگ خواند!
مجموعه ای از کلیه اسم های دخترانه و پسرانه فارسی
"موریس مترلینگ"
گفتارهای حکیمانه
آن ام آرزوست. با کافران چه کارت؟ گر بت نمی پرستی...
جواد جعفری: دستانم را بگیر باید آغاز کنیم ...
آشنايي با كوه هاي اطراف مشهد براي كوهنوردي
يك وبلاگ پر از اطلاعات روانشناسي
تحليل و نقد فيلم
اينك فلسفه
تمام شعرهاي فارسي
لغت نامه دهخدا
وبلاگ آدمک
دانلود ویدئو از YouTube
تشخیص دوستان دوروی Invisible در YAHOO
بهترین سایت برای گرفتن لینکهای share (خر تو خر)
دسترسي آسان به كليه مقالات، پايان نامه ها و ايبوك لاتين در سراسر جهان
تست آنلاین و رایگان TOEFL
همین جوری
تمرین انگلیسی Listening
خضعبلات دور ریختنی ذهن یک عقرب مست
فریاد بی صدا
تمام شعرهای خوب ادبیات
Leopard
هرمنوتیک
شب کولی
قالب وبلاگ
 

 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : NazTarin.Com