|
| |
تبلیغات |
|
 |
|
|
|
|
کسي که ديگران را ياري مي کند، بايد مانند ابر سياه با تمام تيره گي اش بخشنده باشد، نه مانند تکه ابرهاي سفيد زيبا و فريب دهنده. ابر سياه با باران مهرباني اش بذرها را از اسارت خاک آزاد مي کند. |
|
 |
|
|
|
این جمله رو نوشتیم که هم پوز وبلاگ های رفیق ها بخوره (منظورم آقا جواد نبود!؟!) هم نگن ما از عشق چیزی نمی فهمیم، از شما بیشتر میفهمیم.
|
|
 |
|
|
|
خدایا! این مشت مسلمان بدبدبخت بی عرضه تنبل نادان خودخواه خوکرده به ذلت را بر دشمن لایق مقتدر مسلح بیدار منظم متحد مجهز به دانش و تکنیک ، به لطف و کرم و احسان خود پیروز بگردان ! |
|
 |
|
|
|
همانطور که مي دانيم (اگر نمي دانيد ادامه مطلب را بخوانيد) و در زندگي روزمره بسيار تجربه کرديم، براي هر رخدادي در زندگي انسان دو امکان وجود دارد: يا آن اتفاق براي انسان مي افتد يا نمي افتد. طبق اين تئوري وقتي شما در يک موقعيت قرار ميگيريد احتمال اينکه هر يک از حالتها براي شما اتفاق بيفتد 50 – 50 است. براي روشنتر شدن مقصود اين تئوري و کاربردهاي حياتي که در زندگي ميتواند داشته باشد به يک مثال توجه کنيد. فرض کنيد اتفاقي براي شما افتاده (دقيقا شخص شما، دور از جون هم نداره، تعارف که نداريم، اتفاق براي همه مي افته، شما هم مثل بقيه) و بايد زير تيغ جراحي بريد و عمل جراحي A روي شما انجام شود. جراحان مي گويند: "احتمال زنده ماندن بيمار پس از اين عمل 99% است." شما هم با خيال راحت خود را به تيغ جراحان مي سپاريد. اما شما تئوري 50-50 را در نظر نگرفته ايد! اينجوري مي شه که زودتر از آنچه فکر مي کنيد مي ميريد) شما بعنوان يک نمونه پس از عمل يا زنده ميمانيد يا ميميريد. مهم نيست که نتايج بدست آمده از عملهاي گذشته بصورت آماري چه ميگويد. شما با يک فرآيند مواجه هستيد که انسان در آن دخيل است و خطاي انساني و عدم قطعيت در آن موج ميزند. تاکید میکنم، پس از عمل جراحي يا زنده ميمانيد يا ميميريد. اصلاً فرقي نميکند که نتايج عملهاي جراحي در گذشته چگونه بوده است. شانس زنده ماندن شما بعد از اين عمل جراحي 50-50 است. اين نظريه در راستاي تکميل نظريه احتمالات ارائه شده است و نظريات موجود در اين خصوص را نقض نميکند. در ضمن حرف Aکه درفوق به آن اشاره شد، هيچ مفهومي نداره و فقط يک بيت از چند بيت موجود در حافظه کوتاه مدت شما را اشغال کرد. |
|
 |
|
|
|
موانع موجود در راه آزادي، امكان شناخت صحيح را كاهش ميدهد و شناخت نادرست و ناكافي موجب برداشتهاي نادرست ميشود. لاجراً اين شناختها و برداشتهاي ناصحيح جامعه را در دروغ و عواقب ناشي از آن غوطهور ميكنند. نكته مهم در اين جملهها آزادي، شناخت، برداشت و دروغ نيست، بلكه نكته مهم "لاجرا"ً است كه مفهوم آن اين است كه "شما بايد جر بخوريد". تازه اين جر خوردن خودش مفهوم گستردهاي است كه وقت گفتنش را ندارم. تازه خواننده هم بايد درك داشته باشد و به قول معروف " شما مردم زود باور ميكنيد، زود .... ". پس هيچي. |
|
 |
|
|
|
 |
|
آخرین خبر |
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: یکشنبه 10 آذر1387 |
|
طبق آخرین یافته محققان (خودمون): سرعت زندگی هر کس رابطه مستقیمی با سرعت اینترنتی که استفاده می کند دارد. |
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: شنبه 9 آذر1387 |
|
Every night I wrote a list of things that might go wrong.
Every morning I looked at the list and added a little more.
But then one day, my pen ran out, and life completely changed... |
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
دل نوشته های پنج رفیق دانشجو
|
|
|
|
|
 |
|
تبلیغات |
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
|
|