دنیای امروز براساس
ایدئولوژی تقسیم نمی شود بلکه براساس تکنولوژی تقسیم می شود. مبحث اندیشه های جدید
در خصوص پیشرفت در سال 2000 توسط Jeffrey Sachsدر مقاله ای مورد توجه
قرار گرفت.
مهمترین
نکات این مقاله در زیر آورده شده است:
15 درصد مردم دنیا تقریبا تمام نواوری هاتکنولوژیکی در سطح جهان را انجام می دهند.
نیمی از مردم دنیا می توانند تولید و مصرف خود را با
این تکنولوژی ها تطبیق دهند.
مابقی مردم جهان از تکنولوژی جدا هستند و در این دسته
نه تنها نواوری در ایجاد تکنولوژی داخلی مشاهده نشده بلکه تطبیق خود با
تکنولوژی های خارجی نیز دیده نمی شود.
این
تقسیم بندی خارج از مرزهای جغرافیایی است و می تواند بخش هایی از یک کشور را شامل
شود.
اما
باید توجه داشت که این مرزهای جدید دنیا ثابت نیستند و بسیاری از کشورهای دور
مانده از تکنولوژی می توانند بزودی جزو کشورهای تطبیق دهنده با تکنولوژی قرار
بگیرند و همچنینتعدادی از کشورها از بخش
میانی به بخش بالایی رفته و جزو کشورهای نواور در زمینه تکنولوژی بشوند. اما این
انتقال ها بصورت خود به خود صورت نمی گیرد. برای اینکه بیش از دو میلیارد نفر که
در کشورهای دورمانده از تکنولوژی زندگی می کنند در مزایای جهانی شدن اقتصاد مشارکت
کنند نیاز به اتفاق افتادن سه مورد زیر می باشد
1-ابتدا باید شاخص هایی که
موجب شده تا تکنولوژی رانده شده ها از اقتصاد جهانی دور بمانند کاملا مورد تفکر
قرار بگیرد: موقعیت جغرافیایی، بهداشت عمومی و بومی سازی بایستی در بررسی تغییر
تکنولوژی و رشد اقتصادی در نظر گرفته شوند.
2-حکومت ها برای دستیابی به کمک
نیاز به تغییر رویه دارند، صرف بیش از پیش خرد.
3-مشارکت در مساعدت های بین
المللی بایستی گسترده شده و از نو قالب ریزی شود.
بنگاه
های چند ملیتی و دانشگاه های اول جهان و موسسات علمی بایستی مورد تشویق قرار
بگیرند و صرف هزینه بمنظور توسعه جهانی در آژانس های رسمی (مانند بانک جهانی و
آژانس های سازمان ملل) بایستی مورد تجدید نظر قرار بگیرد.
در
ادامه مقاله به تجدید نظر در خصوص جهانی سازی اقتصاد و کمک کردن به کشورهای دور
مانده از تکنولوژی در زمینه های جمعیت و
بهداشت عمومی، ارتباط با نواحی که در درجه دوم اهمیت قرار دارند و
پروراندن
پیشرفت های تکنولوژیکی پرداخته شده است.
برای دریافت نسخه کامل مقاله به آدرس زیر مراجعه
کنید.