چرا همیشه دوست داری لبه صندلی در مرز نا متعادلی بنشینی؟
هر از چند گاهی در آستانه سقوط و از شدت درد کمر، تازه میفهمی که میتوانی
نشیمن گاهت را عقب ببری و به صندلی تکیه بدهی.
وقتی به صندلی تکیه میدهی آرامش خوبی به تو دست میدهد و با خود میگویی:"
تا آخرین لحظهای که در این اتاق هستم اینگونه روی صندلی مینشینم".
سرگرم کار میشوی. پس از کمی که از گذشت زمان با خبر میشوی احساس نامتعادلی
میکنی؟
اینکه چرا، خودت هم نمیدانی؟!؟